تبليغاتX
تماشا





عید

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:


بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!
موش تو سوراخ نمی رفت ساید بای ساید به دمبش می بست!
آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!
آب که سر بالا میره، قورباغه “هوی متال” میخونه!!!
پرادو سواری دولا دولا نمیشه!
نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد
“کافی میت” نخورده و دهن سوخته!
اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!
گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!
پاتو از پارکتت درازتر نکن!
هری پاتر آخرش خوشه!
قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم!
گیرم پاپی تو بود فاضل — از فضل پاپی تو را چه حاصل
ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!
ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید
ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!
بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!
یا منچستریه منچستری یا رُمیه رُمی(AS Rom )
سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!
آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!

 

شعرویژه نوروز

پلاس كهنه اندیشه را دور باید انداخت
زمان بر مغز و پوست كهنگی می‌تازد امروز
چه كم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز زمین ای دوست
بنگر، بنگر زمین هم پوست می‌اندازد امروز
پلاس كهنه اندیشه را دور باید انداخت

زمستان هرچه بود تاریك و طولانی
دل ما هرچه شد سرد و زمستانی

زمین اما به دور از كیــــنه بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

زمین اما به دور از كیــــنه بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

نشسته با گل و خورشید به مهمانی

به شادباش شمیم بارش نم‌نم
به فال نیك دیــدار گل مریم
بیا تا یك نفس شكرانه امروز
به داد دل فراموشی دهیم با هم
به داد دل فراموشی دهیم با هم

بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ‌پچ گل
به گوش خاك محزون
بیارید سفره عید

بچینید قاصدكها

هزاران سین تازه

به جای سوگ و سرما

زمستان هرچه بود تاریك و طولانی
دل ما هرچه شد، سرد و زمستانی

زمین اما به دور از كیـنه بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی
زمین اما به دور از كیـنه بهمن
نشسته با گل و خورشید به مهمانی

نشسته با گل و خورشید به مهمانی

تماشا كن كه در آیینه نوروز
نمی‌بینی غبار قصه دیروز
مبادا بر چلیپای شب سرما
مسیحایی چنین بخشنده و دلسوز

مسیحایی چنین بخشنده و دلسوز

بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ‌پچ گل
به گوش خاك محزون
به گوش خاك محزون
بیارید سفره عید
بچینـد قاصدكها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما
به جای سوگ و سرما

سلام سایه سالار سرو ناز
سرود سار و سحر سور عشق‌ورزی
سپیده سیل سوسن در سحرگاهان
سمن‌گون ساعت سرشار سرسبزی

سمن‌گون ساعت سرشار سرسبزی

بزن ای طبل باران
برقص ای بید مجنون
رسیده پچ‌پچ گل
به گوش خاك محزون
به گوش خاك محزون
بیارید سفره عید
بچینید قاصدكها
هزاران سین تازه
به جای سوگ و سرما


 

اصل و نسب برخی واژه ها

بدون ترديد برايتان جالب خواهد بود که بدانيد :

آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح

در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد

و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِ پرتي:

واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

 هشلهف:

مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

 چُسان فُسان:

از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني:

پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس:

 از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني:

از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است..

نخاله:

يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.


جون من اگه خوشت اومد نظر بده..................؟؟؟؟؟؟؟





  • پاییز

    یک کاغذ سفید را ،
    هر چقدر هم که سفید و تمیز باشد
    کسی قاب نمی گیرد ،
    برای ماندگاری باید ؛
    حرفی برای گفتن داشت

تبیلغات رایگان